مدینه شهر پیغمبر (ص) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» شبی که بال و پر قدسیان به زیرم بود و آیه های تو بنهفته در نفیرم بود برای هر قدمی صد بهشت می دیدم به سمت گنبد خضرا که در مسیرم بود مدینه بود و نسیمی لطیف و شور انگیز شبیه حال و هوایی که در ضمیرم بود <>-<>-<>-<>-<>-<>-<>-<>-<>-<>-<>-<> مدینه صحن و سرایت سرای جبرائیل همیشه پشت سر تو دعای جبرائیل کسی برای فرودش اجازه می طلبید رسید چونکه به گوشم صدای جبرائیل سرشته خاک حریمت تمام آب و گلم مدینه اجر گلت با خدای جبرائیل . . .
دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت
5:8 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
