تبليغاتX
وبلاگ شخصی حمیدرضا جوادزاده

همين امشب مي خوام باهات حرف بزنم بازم از ته دل ...


بازم از در اصلي ... رو به روي ضريح مطهر ...


ايون طلات ، گنبدي که تازه طلا کاريش تموم شده ...


به ياد داري خانوم جان ...


هر وقت از مشهد ميومدم حرمت سلام برادرت رو مي رسوندم . . .


يا امام رضا . . .


آقا جان يادته هر وقت ميومدم پيشت سلام خواهرت رو مي رسوندم . . .


اصلا با چه شور و ذوقي سلام شما خواهر و برادر رو به هم ميدادم . . .


امشب سلام منو به خدا برسونيد ...


بدون شما رو ندارم برم در خونش . . .


اگه شما رو نداشتم چي جوري مي رفتم . . .


يا حضرت معصومه . . .


تو اين دنيا و اون دنيا کي ميدونه شما چقدر گردن من حق داري ؟


خودم خوب مي دونم ...


خانوم ... راه رو گم کردم ... گم ...


اما هنوز چراغ هاي حرمتو مي بينم . . .


هنوز صداي اذان حرمت مياد . . .


درست مثل اون موقع ها که تو کوچه هاي شهرت قدم مي زدم و مي ديدمت ...


اما فقط مي ديدمت ... دريغ که کور بودم


بيا و بزرگي کن ...


تويي که خانه به دوشاي حرمت مي گفتن :


هر وقت استخاره مي کنيم بد مياد ، يه صدقه مي ديم برا بي بي دوباره استخاره مي کنيم . . .


خود خانوم لطف مي کنه . . .


بي بي جان ...


منم قاطي همشهريات سوا کن


مني که هميشه به همشهري بودنم با تو افتخار کردم ...


اصلا داد زدم ... خودت شاهد بودي بعضي وقتها چند بار گفتم :


آقا من قم به دنيا اومدم


تو اين دنيا هر کاري کنم نمي تونم شکر اينو به جا بيارم که خدا

 

پاي منو با تربت پاک شما به اين دنيا باز کرد ...


اينا رو من نمي نويسم . . .


عشق مي نويسه . . . عشق به اين خانواده . . . عشق به شما


که مقدس ترين ، زيباترين و بهترين عشقه


تو يک کلام بگم بيچارتم . . .


نذار اين گمراهي که يه موقع هايي جاهل مي شه گمراه تر از اين شه . . .


نذار اين صدايي که يه عمر برا شما نواخته شده کار ديگه کنه ...


نذار اين دست که سالها در خونه شما رو زده کار ديگه کنه ...


نذار اين چشم که هر وقت تابلوي قم 5 کيلومتر رو مي ديد آروم و قرار نداشت کار ديگه کنه ...


نذار ... نذار ... نذار ...


به حق همه خوبات


به حق همه عاشقات ... اي زينب امام رضا (س)
 

حاجت کده

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» 

گمراهم و از شوق حريم تو به راهم


چون مرغ سبکبال در اين وقت پگاهم


من غرق گناهم که به دنبال تو گشتم


دانم که همين عاشقيم بوده گناهم


حاجت کده ام غرق زيارت شده امشب


دلتنگي ديدار شما کرده تباهم


هر دفعه که با شوق به سوي تو دويدم


درهاي شبستان حرم بود گواهم


هر دفعه که از توس به باب تو رسيدم


هر دم که بساط عاشقي بود فراهم . . .


يک "سلام خواهر" به شما هديه نمودم


از جانب سلطان دل و ضامن آهم


قانون گدايي در اين خانه همين است


وقتي که غلام تو شدم سرور و شاهم


قم قبله قلب همه غم زدگان است


يا حضرت معصومه تويي پشت و پناهم . . .

                                                                   شب ولادت

                                                                    آبان ۸۷ 

جمعه دهم آبان 1387ساعت 0:45 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

زلف پریشان

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

هر شب به یاد زلف پریشان کشانیم

امشب به وجد آمدی از جان ستانیم

گر خلوتت نبود برازنده بهر من

دیگر ز جمع عیش عزیزان نرانیم

بارم سبک نی و نبود مرکبی مرا

خواهم دمی به کوی محبان رسانیم

من قصه های چشم تو را خوب خوانده ام

عالم به ناله آمد از این قصه خوانیم

در انتظار غمزه ی مستانه ای زتو

پیر غمم اگر چه به عصر جوانیم

دنبال رد پای تو مانند سایه ای

آیم فقط بگو به کجا می کشانیم

عمری بدم ز خانه به دوشان درگهت

حال آمدی . . . که من زفراقت خزانیم

                                                                      آبان ۸۷

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

و در ادامه به مناسبت فرارسیدن سالروز شهادت شیخ الائمه امام صادق (ع) دو غزل از 

مجموعه (از احد تا غدیر ۷) رو تقدیم شما عاشقا می کنم ... 


ادامه مطلب
پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 1:30 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |