تبليغاتX
وبلاگ شخصی حمیدرضا جوادزاده

تا تو ساحل نعمت آروم گرفتی و نفس می کشی قدردان باش.

شکرگزار باش . خیلی وقت ها حواس ما مثل کفتر های روی ایوان خونه های قدیمی می مونه...

زود جلد می شه... حواستو جمع کن.

البته من بهت حق می دم...

تقصیری نداری. آخه دست و پا زدن توی دریای غربت و تجربه نکردی...

درسته که بهت شنا یاد میده ... ولی خوردن آب شور آدم و اذیت میکنه...

نمی خوام کلاس بذارم ادبی حرف بزنم. دلم میخواد راحت راحت بگم تا تو وطن خودت...

تو سرزمین خودت... تو خاک خودت. تو خونه خودتی قدر بدون چون شاید دست

 روزگار فتیله پیج کرد اوضاعت رو...

لابد میگی من چرا این حرف ها رو می زنم . چه ربطی داره و اینا ؟

حالا صبر کن ... بهت می گم... کو تا شام ؟!!!

شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 7:24 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

دل شش گوشه *

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

حسین حسین حسین... کی می بری منو به کربلا

حسین حسین حسین... منم یه دل دارم به خدا

قلب منو با گلت سرشتی                            آقای جوانان بهشتی

 از روز ازل روی دلامون                          اسم بی بی زینب نوشتی

پسر فاطمه دلبرمه

    تو کل عالم سرورمه

  دوسش دارم خدا خوب می دونه

سایه ارباب رو سرمه

ابی عبدالله      ابی عبدالله

حسین حسین حسین... عشق خدایی و خدای عشق

حسین حسین حسین... برادر بانوی دمشق

طاقت ندارم همه امیدم                            پس کی حرم تورو میبینم

 از بس که ضریحت کشیدم                   شیش گوشه شده دل حزینم

بهشت بی تو برا من کمه

دنیا بی کربلا جهنمه

اگر بپرسن چی کاره ای

میگم که زهرا مادرمه

ابی عبدالله      ابی عبدالله

* : شور

جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 9:24 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

رنگ سرخ *

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

رنگ سرخ دوست دارم... چون برا پرچمته

رنج و درد و دوست دارم... چون ثواب غمته

آقا من کربلا می خوام... ببریم یا نبریم

برا من فرقی نداره... بسته به مرامته

آتیش زدی به دل حزینم...حسین

همینو می خوام تورو ببینم...حسین...

سعی میکنم فایل صوتی این سری سبکها رو بذارم که دوستان بتونن استفاده کنن... ان شاالله 

 به عشق همه اونایی که یه روزایی دور هم سینه میزدیم و ... التماس دعا

 

* : شور

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 4:17 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

وصله

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

از همان لحظه که مهری به دهان دوخته اند

چشم هر محرم سری به جنان دوخته اند

لیلیان... خورده مگیرید ز سر تا پامان

چون که تن را به همین وصله ی تان دوخته اند

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 4:6 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

درد دل

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

عشق را با غربتی دیگر خجل کردیم باز

ادعای حق آب و نان و گل کردیم باز

گو به هر کس که ندارد چشم بهر شعرمان

شاعری بر ما نیامد درد دل کردیم باز

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 4:1 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

ای نگار شهر قم با فروغ ربانی

هم بهشت را بانو هم وجود را بانی

هم سلاله ی عصمت هم کریمه عترت

هم تو کوثر دوم هم تو زینب ثانی

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

سالروز وفات بی بی دو عالم حضرت فاطمه معصومه (س) را به پیشگاه

قطب عالم امکان حضرت بقیه الله الاعظم روحی فداه

تسلیت عرض می کنیم.

پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 3:55 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
بسم الله الرحمن الرحيم
امروز شنبه است . با شروع جلسات كانون در سال 87 در هفته گذشته با حال و هواي ديگري به سمت حسينيه به راه افتادم . در بين راه فوج جمعيت مثل هميشه به سمت حسينيه روان بودند .
الله اكبر ، الله اكبر الله اكبر
اين صدايي بود كه در نزديكي حسينيه به گوش مي رسيد و پس از آن اقامه نماز جماعت ...

بقیه در ادامه مطالب ...


ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 12:26 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

بقیه تصاویر در ادامه مطالب ...


ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:55 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
 

بقیه تصاویر در ادامه مطالب ...


ادامه مطلب
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:35 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

بسم‌الله الرحمن الرحيم


حادثه غم انگيز و تأسف‌بار در كانون رهپويان وصال كه به پرواز شهادت‌گونه‌ي جمعي از شيفتگان وصال دوست و زخمي شدن جمعي بيشتر انجاميد، اين جانب را مصيبت‌زده كرد. تسلاي من به عزاداران اين حادثه تلخ و نيز به آسيب‌ديدگان وعده پاداش الهي به صابران است كه فرمود: اولئك عليهم صلوات من ربهم و رحمة.
از خداوند متعال صبر و سكينه براي دل‌هاي مصيبت‌ ديده، رحمت و غفران براي عزيزان درگذشته و شفاي عاجل براي مجروحان مسألت مي‌كنم و از مسئولان مي‌خواهم كه وظايف خود در پيگيري اين حادثه را با اتقان و سرعت لازم انجام دهند.
والسلام علي عبادالله الصالحين
سيد علي خامنه‌اي 

26/فروردين/1387

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 11:24 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
کلیت این واقعه را جهت اطلاع مردم کشور عزیزمان و به دستور حضرت آيت الله حائري شيراز ي نماينده مقام معظم رهبري در استان فارس و امام جمعه محترم شيراز عرض می کنم :
دیشب بعد از سخنرانی، حدود ساعت 21:10 متوجه انفجاری در محل کانون شدیم و بعد از کارشناسی گروه های متخصص، به اين نتيجه رسيدند که شخصی مواد منفجره را در زیر قفسه ای که مربوط به نمایشگاه معراج شهدا می باشد، قرار داده است. در این قفسه آثاری از شهدا من جمله لباس، پوتین، چکمه، کلاه آهنی، پوکه های خمپاره منور و پوکه توپ به عنوان گلدان استفاده شده بود که با انفجار این ها تبدیل به ترکش شده و متاسفانه منجر به جراحت شدید و شهادت جمعی از دوستانمان شد و در بررسی دقیق با توجه به اینکه در زیر قفسه، چاله ای ایجاد شده است معلوم گرديده که در آن مکان مواد منفجره کار گذاشته شده بوده است. و شدت انفجار به حدي بوده است كه موج آن قفسه را به آسمان پرت کرده، به سقف حسینه زده و برگشت خورده است. لازم به ذكر است كه این مواد منفجره در کیفی که در زیر قفسه بود، جاسازی شده بود.
در دیدار امروز بنده با آیت الله حائری نماینده مقام معظم رهبری در استان فارس در ساعت 7 صبح، ایشان بیاناتی را بیان نموده اند که که چکیده آن جهت اعلام به ملت عزیز ایران به شرح زیر است:
هیچ مواد منفجره ای در این نمایشگاه معراج شهدا وجود نداشته است و تمام قدرت این انفجار به این قفسه بوده است که به عنوان ترکش بعد از انفجار عمل کرده است. موج انفجار به قدری شدید بود که قفسه 600 کیلویی را پرتاب کرده است و نفراتی را قطعه قطعه کرده است و حدود 170 نفر را مجروح کرده است و در سقف حسینه شکاف عظیمی ایجاد کرده است كه طبیعتا مي توان نتيجه گرفت كه مقدار مواد منفجره زیاد بوده است.
 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:53 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
 

یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:32 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
منابع امنيتي، وهابيون تندرو را متهم شماره يك اين عمليات تروريستي دانسته اند. بخش عمده اي از

فعاليت هاي اين كانون فرهنگي بر شناخت و نقد بهائيت و وهابيت متمركز بود.

واحد فرق انحرافي اين كانون چندي پيش پاسخي روشنگرانه به نامه فرقه بهايي در شيراز منتشر كرد.

جمعي از بهاييان شيراز در نامه اي كه به صورت گسترده در سطح شهر و رسانه هاي ضدانقلاب پخش

كرده بودند، خطاب به رئيس جمهور از آنچه كه آن را ظلم 161 ساله بر خود مي خواندند، گلايه كرده بودند.

متن كامل پاسخ كانون رهپويان به اين نامه در ادامه آمده است:


ادامه مطلب
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:22 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:20 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

اذان کوفه

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

گویی که صور وقت قیامت دمیده شد

آن جمعه ای که قلب دو عالم رمیده شد

با آن صدا و زمزمه ناب حیدری

وقتی اذان مسجد کوفه شنیده شد

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 2:14 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

غم یار

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

گنه کارم گنه کارم گنه کار

ولی دائم تو ستاری و ستار

وجودم خسته از این قلب زار است

غمی دارم غمی دارم غم یار

طبابت خارج از این حد و مرز است

چه بیمارم چه بیمارم چه بیمار

اگر آید به بازار فرافش

علاج دل خریدارم خریدار

الا آنکه دلی بی درد داری...

از این قلبم وزین دل دست بردار

(الهی و ربی من لی غیرک)

سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 4:26 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

به نام محرم

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

به نام میم و حا و را و میم *

قسم بر جلوه قلب سلیم

به نام ماه خون و سوز و آه

قسم بر عرض آداب کلیم

به نام قصه های کربلا

قسم بر آن خردمند علیم

به نام عزت و مردانگی

قسم بر روح دستانی کریم

به نام سرخی خون حرم

قسم بر سبزی فرش و گلیم

که بی ذکر حسین بی علی(ع)

دو عالم نزد حق گردد رجیم

* : م ح ر م

یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:24 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |

سال بی آقا

«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»

یا مقلب ای همه رویای ما

یا مدبر ناجی فردای ما 

کهنه باشد بی وجودت سال نو

ای بهار سال بی آقای ما

هفت سین سینه را یک سین بس

خیمه سبزت سرو سودای ما 

من توسل میکنم آقا بیا

پس چگونه می شوی بابای ما

سامرا چشم انتظار دست توست

گشته آن ویرانه ها ماوای ما

عید ما روز ظهور مهدی است

هک شده بر طاق دل این نای ما

عیدی ما را ترنم میکنی؟

در همین دنیا شوی همتای ما

بعد از آن دیگر نخواهم هیچ جز

یک سفر تا کربلا مولای ما

     

شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 7:25 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |