وصیت می کنم به پدر و مادر، به خویشاوندان و دوستان و نزدیکانم که بعد از مرگم، هنگام خاکسپاری از تربتی که در حرم اربابم صله گرفتم، مقداری زیر زبان، روی چشمها و روی سینه ام قرار دهند ... امید که اسباب شفاعت مولایم باشد ... والسلام حضرت زینب کبری (س) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» چهل روز آوردم برات گریه زاری شبا خواب می بینم که نیزه سواری رو قلبم می مونه تپش های بی تو چیجوری بسازم با دنیای بی تو ؟ حسین یابن الزهرا حسین یابن الزهرا خیمه گاه و طفلان «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» غم میخ و در رو بازم پیش کشیدن همه خیمه ها رو به آتیش کشیدن به دنبال ماها بابا می دویدن حیا که ندارن موهامو کشیدن بابایی حسینم بابایی حسینم وداع «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» یه دشت و یه مقتل یه دشت و یه قاتل یه دشت و یه خنجر یه خواهر مقابل یه چکمه یه سینه یه سردار بی سر می آد از تو گودال صدای یه مادر حسین یابن الزهرا حسین یابن الزهرا حضرت اباعبدالله الحسین (ع) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» بمیرم برای غمت یابن الزهرا حرم تشنه و تو گرفتار صحرا بمیرم جواب سلامت ندادن یه قطره از اون آب به کامت ندادن حسین یابن الزهرا حسین یابن الزهرا حضرت اباالفضل العباس (ع) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» نریز آبرومو تو ای مشک پاره دو قطره نگه دار برا شیرخواره به پاهات می افتم عموی بی دستم بیا خیمه برگرد که شرمنده هستم بیا عمو عباس بیا عمو عباس حضرت علی اکبر (ع) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» چقدر مثل زهرا قدم بر می داری با داغت رو قلبم چه زخمی می ذاری شدی اربا اربا ترک روی لبهات بلند شو نگاه کن می خندن به بابات علی اکبر من علی اکبر من حضرت علی اصغر (ع) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» نکن گریه مادر دلم بیقراره عموت رفته با مشک برات آب بیاره مگه من ز هاجر خدا کمتر هستم ؟ داره طفل نازم می میره رو دستم لالایی علی جان لالایی علی جان حضرت قاسم بن الحسن(ع) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» عمو خوب می دونه قاسم نوجوونه ذره هم نداره ازش چی می مونه اونایی که بابا ازش کینه داشتن همه نعل تازه به مرکب گذاشتن حسین یبن الزهرا حسین یبن الزهرا عبدالله بن حسن(ع) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» شلوغه تو گودال بذار عمه زینب برم روش نشینه غبار عمه زینب هوای دو چشمام شده پر ستاره دیگه جای سالم رو جسمش نداره حسین یابن الزهرا حسین یابن الزهرا دو طفلان حضرت زینب (س) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» امیری حسین و نعم الامیره که قلب عدو رو نشونه می گیره داداش غصه کم کن، هنوز من نمردم دو تا غنچه هامو به دستت سپردم حسین یابن الزهرا حسین یابن الزهرا حضرت رقیه (س) «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» ب ب بخش بابابا کسالت گرفتم س سرتو دیدم ل لکنت گرفتم مگه که نمی دید تو قرآن می خونی؟ چرا ل لباتو با جوب کرده خونی؟ * بابایی حسینم بابایی حسینم
* : تکرار حروف در ابیات به سبب ایجاد لحن لکنت زبان در شعر می باشد. :.سبک زمزمه.: ورود به کربلا «»«»«»«»«»«»«»«»«»«»«» چقدر بوی اینجا غریبه برادر همش غصه دارم عجیبه برادر بیا با رقیه، رباب و سکینه بازم دسته جمعی بریم تا مدینه حسین یابن الزهرا حسین یابن الزهرا مسلم بن عقیل(ع) تو شبهای کوفه حزین و غریبم چرا نامه دادم؟ بیایی حبیبم می مونم تا آخر به پات ای نگارم فقط داغ زینب(س) گفته قرارم میا کوفه مولا میا کوفه مولا
امشب آسمان سامرا ميزباني كرد...
به امر مولايي كه امشب براي عده اي عاشق دورافتاده و غريب روي كرم را سفيد كرد.
مولايي كه بيش از آنچه زائرانش از لياقت و دارايي برخوردار بودنند برايشان مايه گذاشت.
مولاي زمين و زمان...
مولايي كه امشب از بين صدها زائر كه عازم سامرايش بودند نام چهل و يك نفر را ثبت كرد.
آري ... نمي توان باور كرد...
ادامه مطلب
«»«»«»«»«»«»«»«»«»«»
برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب رجوع شود
چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت
8:11 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت
8:3 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت
8:49 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت
11:54 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت
9:37 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت
8:32 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت
10:24 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت
2:16 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
دوشنبه دوازدهم دی 1390ساعت
10:12 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت
3:7 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
شنبه دهم دی 1390ساعت
3:0 قبل از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت
10:21 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت
10:19 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت
10:14 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت
10:12 بعد از ظهر به قلم حمیدرضا جوادزاده| |
